۱۴۰۵ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

راه بی پایان مهدی یعقوبی(هیچ)

 


در دو راهه انتخاب

در برزخ یک تصمیم، سردرگم ایستادیم

یک راه به بهشت ختم می شد 

و دیگری به جهنم با دروازه هایی از آتش.

و من جهنم را برگزیدم و بی آن که به قفا در نگرم به راه افتادم 

*****

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۲, شنبه

دریای بی ساحل مهدی یعقوبی (هیچ)



دریای بی ساحل

ما 5 تن بودیم در برزخ مرگ و زندگی.

روزها تاریک بود و عبوس و شبها پر از کابوس .امواج لجام گسیخته در هیاهوی بادها به قایق می کوبیدند سهمگین و هراسناک. و ما خسته و بی رمق در غرقابه هایی از اضطراب.

سکون مرادف مرگ بود و خاکستر.